سلام
چند موضوع هست که تصمیم دارم مطرح کنم ولی ترسم از این بود که شاید کمی لحن تندی داشته باشد و به عده ای بربخورد.در هر حال سعی می کنم واقعیت را بیاورم.
یک نفر در خیابون شلوغ دنبال جای پارک بوده، رو به خدا می کند که خدایا یه جاپارک جور کن!همون لحظه یه ماشین میاد بیرون و این آدم سریع رو بخدا: خدایا زحمت نکش قربون دستت جا پیدا کردم!
الان تو زندگیای خودمون بارها وجود خداوند رو حس و تجربه کردیم اما باز انکار میکنیم! اینکه بشینیم و کاری نکنیم و منتظر اتفاق خارق العاده باشیم یا برعکس بدون امید به حمایت خداوند متعال تمام تلاش خودمان هم بکنیم هر دو محکوم اند!همه در حال اعتراض هستند،از درآمد از دخل و خرج!از فرهنگ از شعور از تفریحات و ... تا دلتان بخواهد.اما چرا شهر ما شهر کثیفی است؟چرا وضع رانندگی این طور است که می بینیم؟موجودی خارج از ما این طراحی ها را انجام داده؟یا شیطان نمی گذارد ما درست رانندگی کنیم یا شهر تمیزی داشته باشیم؟
تمامی اینها توجیهاتی است که منشا آن تنبلی و ترس خودمان است. کسی خرمای نذری خورد و هسته آنرا همانجا جلوی امامزاده به زمین انداخت،لیوان چای و شربت صلواتی را،آدامسی که می جویم و سیگاری که کشیده می شود را در اولین فرصت به زمین می اندازیم! اینها نشان از چیست؟چرا؟آیا کسی غیر از خودمان مسئول هستیم؟شهرداری و دولت و نوع حکومت و اینها توجیه اند. یا اینکه چون خلیج فارس را خلیج عرب گفته اند باعث این وضع است؟نه،باز هم میگویم تماما نتیجه اعمال خودمان است!
شعور هم خوب چیزیست.خداوند بزرگترین نعمت را بما عطا فرموده اما از روی تنبلی حاضر نیستیم نیمچه نگاهی به آن بیندازیم!عامل ترافیک جدای تمام عوامل و سیاست گذاری ها مگر دست خودمان نیست؟ماشین بیرون نبرید.مرگ است؟نه باور کنید.من بارها ماشین را در مسیر پارک کرده ام و ادامه راه را با تاکسی و اتوبوس رفته ام.
اشغالی را که می توانستم همانجا به زمین بیندازم دستم نگه داشته ام یا حتی در کیف به خانه آوردم و در سطل زباله انداختم!هیچ اتفاقی هم برای شخصیت و سلامت و وجهه اجتماعی ام نیفتاد! برای تک تک شما هم تضمین می کنم اتفاقی نمی افتد.فضای سبزی می رویم برای تفریح از زباله جای نشستن نیست و زبان گلایه باز می شود که فلان کشور اینطور است و آنطور است.از همانجا که بلند میشویم تمام زباله هایمان را میگذاریم آنجا!
تمام کارهایمان شده همین!تا مقدمه ی کاری تغییر نکند نتیجه هرگز تغییر نخواهد کرد.تا عمر باقیست همین است که خواسته ایم!چیزی گران می شود همه هجوم می بریم انبارهایمان را پر میکنیم!داستانی ست این قوانین ما.کمی در کارهایمان تغییر ایجاد کنیم، مقدمات را تغییر دهیم نتیجه به طور خودکار تغییر خواهد کرد.بزرگ ترین و قدرتمند ترین ابزار و معجزه عقل ماست، چرا نا شکری کنیم؟!چه مانعی هست که بخواهیم توجیه کنیم؟!
از این مثال ها فراوان است و داستانی برای خود، اما تغییر از خودمان شروع می شود. از تک تک مان!تذکر بدهیم و خودمان هم مجری باشیم.منتظر عامل دیگری غیر از خودمان ننشینیم!مثلا شهرداری بیاید و شهر را تمیز نگه دارد!خداوند هم آفریدگانش را دوست دارد و ناظر است اما باید سبب را ایجاد کنیم. اضطرار سبب است که خداوند برخود تکلیف کرده به کمک بنده می آید.پس سبب تا مهیا نباشد خداوند دخالت ندارد. چه چیزی برای او هزینه کرده ایم که او نیز بخواهد دخالت کند؟
دنیا،دنیای عمل و عکس العمل است. تغییر کنیم تغییر را خواهیم دید.